أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

57

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

زمين قضاعه بماند ، احساس بدى داشت . به همين جهت ، در اولين فرصت با حُجّاج به سمت مكه حركت كرد . در اين وقت حليل بن حبشيهء خزاعى بر اين شهر امارت داشت و كليد كعبه در اختيارش بود . او از دختر حليل خواستگارى كرد . زمانى كه حليل نسب او را شناخت خواستگارىاش را پذيرفت و دخترش را به او داد . وى همان‌جا ماندگار شد تا از او فرزندانى يافت . هر بار كه حليل مريض مىشد كليد را به دخترش مىداد تا خانهء كعبه را بگشايد . گاه نيز كليد را به قصى شُوىِ دخترش يا برخى از فرزندان او مىداد . زمانى كه حليل در بستر مرگ افتاد ، قضى را خواست و ولايت كعبه را به او داده ، كليد را تسليم وى كرد . اما خزاعه حاضر به پذيرش اين امر نشد . قصى نزد بنى كنانه كه قومش بودند رفت و از آنان خواست تا در مقابل وى حمايتش كنند . وى به دنبال برادرِ مادرىاش در قضاعه فرستاد و آنان همراه شمارى از قضاعه به يارى او شتافتند . زمانى كه همه در مكه اجتماع كردند براى حج آماده شدند . در روزهاى پايانى منى بود كه قضاعه به سراغ خزاعه فرستادند و از آنان خواستند تا آنچه را حليل به قصى واگذاشته ، به وى بسپارند ، در غير اين صورت كار به جنگ خواهد كشيد . خزاعه حاضر به قبول اين درخواست نشد . نبرد در فاصلهء دو مأزمهء منى آغاز شد ، جايى كه آن را مفجر « 1 » ناميدند ؛ به اين معنا كه در آنجا فجور و خونريزى شد . آنان پس از يك نبرد شديد حاضر به مصالحه شدند و حكميت را نزد يعمر بن عوف كه مردى از بنى كنانه بود بردند . او براى قصى چنان حكم كرد كه حجابت كعبه و ولايت مكه را داشته باشد تا به وصيّت حليل عمل شود . نيز خزاعه از خانه‌هاى خود در مكه خارج نشوند . خزاعه بدين حكم كه به نفع قصى بود رضايت دادند « 2 » و قصى كار كعبه و امور آن را كه به نوعى سرورى بر مكه بود ، به دست گرفت . وى قوم خود را گرد آورده ، در مكه سكونت داد و به كمك آنان عزت يافت . اين وقايع تقريباً

--> ( 1 ) . مفجر جايى است ميان منى و مزدلفه كه در زمان ما هم به همين نام معروف است و در آنجا ساختمان دستگاهىهست كه آب را به ارتفاعات منى مىرساند . عاتق گويد : در مكه سه مفجر وجود دارد : مفجر مزدلفه ، مفجر اوسط در ميان منى و كوه سدير كه به حوض البقر در عزيزيه و محصب مىرسد . و مفجر سوم كه ميان كوه نور و كوه سدير در جنوب مكه است . ( 2 ) . شفاء الغرام ، 2 : 66 و بعد از آن .